تبليغاتX
ساز مخالف -

در دانشگاه علم وصنعت تشکلی بود و گمانم هنوز هست با نام مجمع...، جمعی از دانشجویان مذهبی بودند که مدام فریاد می زدند و دشنام می دادند. در آن دوران بیشتر دنبال نهضتهای آزادی بخش خارج از کشور نظیر حزب الله لبنان و حماس بودند. اما این اواخر به فساد افتصادی و مبارزه با خوی اشرافی گری در ایران پیله کرده بودند. با آنها که صحبت می کردم (بی آنکه قصد توهین یا تحقیر داشته باشم) نوعی عقده نسبت به سرمایه دار را احساس می کردم. شرایط نابسامان اقتصادی مملکت و توزیع به ناعادلانه درآمد و فرصتهای اقتصادی ، فضای عاطفی و اخلاقی مناسب برای همدلی با انتقادها و حتی توهینهایشان به سرمایه داران را در میان دانشجویان ایجاد میکرد. تا آنجا که می دانم اغلب بچه های آن تشکل جذب نهادهای سیاسی و امنیتی حاکمیت شده اند. همان نهادهائی که مسئول دستگیری و بازجوئی از شهرام جزایری و امثال او هستند. من در پخش بی پروای تصویر شکنجه و تحقیر شده شهرام جزایری نشانی همان عقده های دیروز را می بینم. تصور نکنید می خواهم از جزایری دفاع کنم (اگرچه در حد اخباری که تا امروز از اتهامات و دفاعیات او منتشر شده هنوز امر غیرقانونی یا غیر متعارفی ندیده ام) اما معتقدم با این روحیه سرمایه دار ستیزی که در پوست و خون ما ریشه کرده این مملکت به جائی نخواهد رسید. اگر خیلی هایمان از دیدن چهره ورم کرده و کتک خورده جزایری دلمان خنک شده یعنی جایگاه ما در اقتصاد دنیا همین است که هست و بدتر هم خواهد شد.

مرتبط: میلیاردرها در جهنم نفت از ابراهیم نبوی و قضاوت خوش بینانه حامد 

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/12/29ساعت 18:40 توسط نیما نامداري |