نمی دانم در پاین یک سال و آغاز سال بعد چه شادی نهفته است که همه ملتها آن را جشن می گیرند. شاید صرفا بهانه ای باشد برای شادی کردن و شاید هم همین که یک سال گذشته و هنوز زنده ایم به خودی خود باعث شادی است. نمی دانم! با آنکه چرخ روزگار خوب نمی چرخد باز هم به امید، شاد هستم.
الان که محبوبه و شادی هم دیگر آزاد شده اند می توانم چند تشکری را که بدهکارم ادا کنم. پیش از همه از صنم و سهیلا وحدتی که موجودات اعجاب انگیزی هستند و می دانم در این قضایای بازداشت زنان بیشتر از خانواده هایشان تلاش کردند و نیز ساناز الله بداشتی و زوج نازنین هنوز( آقای سیدآبادی و گیسو) که بی سر وصدا بیشتر از خیلی پر هیاهوها موثر بودند. و فرناز که یک تنه چراغ زنستان را روشن نگهداشته بود و بهاره هدایت، الهام فهیمی، زهرا مینوئی، مریم شبانی، یلدا، پریسا، زهره ارزنی، نیما، لوا، لیلا، هاله و نازنین و خیلیهای دیگر. و تشکر ویژه از علی و فاطمه که چه دلنشین همدردی می کنند و صد البته مریم امی و حسین نیلچیان که بار مضاعف بر دوش کشیدند.
و امید به آزادی همه به ناحق در بندمانده ها و آرزوی روزگاری خوشتر یا حداقل قابل تحمل تر برای مردم سرزمینم