تبليغاتX
ساز مخالف - خانه نشینی

این روزها مشمول توفیق اجباری شده ام. اغلب خانه هستم و مطالعه می کنم. به غیر از یکی دو پروژه مشاوره ای که در چند ماه آینده کارشان تمام خواهد شد کار دیگری ندارم. در یک سال گذشته در پنج جای مختلف مشغول به کار شده ام اما هر بار به مدیر آن اداره یا شرکت تذکر داده اند که نباید از من استفاده کند. سه بار توسط حراست شهرداری و دو بار دیگر هم حراست دو وزارت خانه دیگر. این شرایط کار را بسیار سخت میکند چون شرکتهای خصوصی هم که مرا می شناسند و قبلا به من پیشنهاد همکاری داده بودند با شنیدن این خبرها به صورت طبیعی ریسک نمی کنند و ترجیح می دهند با من کار نکنند. حوزه ای هم که من در آن کار کرده ام و صاحب تجربه هستم تا حدود زیادی دولتی است و آدمها همه یکدیگر را می شناسند و من فعلا گاو پیشانی سفید شده ام. بر سر دوراهی بدی قرار گرفته ام یا باید تحمل کنم و با پروژه های کوچک و دست چندم اما مرتبط با تجربه ام گذران زندگی کنم و یا باید تجربه و ارتباطات سالهای گذشته ام را کنار بگذارم و در فیلد جدیدی که مرا نشناسند از صفر شروع کنم. فعلا نشسته ام ببینم چه پیش می آید.

 

مرتبط: تصویر بخشنامه فعال شدن هسته های گزینش در شهرداری را اینجا ببینید. حتی نگهبان و آبدارچی  را هم که ده سال پیش استخدام شده برای گزینش خواسته اند. سوالات هم چیزی در مایه های همان آزمون فرهنگیان به همراه سوالهای سیاسی که مثلا در انتخابات به کی رای داده ای و نظرت در مورد دولت جدید چیست و از این حرفها. البته در مورد خانومها تحقیقات محلی و حجاب هم اضافه می شود. یاد دهه ۱۳۶۰به خیر!

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/02/09ساعت 10:56 توسط نیما نامداري |