تبليغاتX
ساز مخالف - حق

یکی از دلایل من برای ترس از تغییرات سریع و انقلابی، وحشتی است که از تضاد در تعریف حق میان مخالفان حکومت و هوادران جوان آن دارم. توضیح می دهم. بخشی از خبر ایسنا در مورد تجمع در دانشگاه پلی تکنیک را بخوانید: يكي از دانشجويان دختر دانشگاه اميركبير بيان كرد: آقاي رهايي! زماني كه به پيغمبر ما توهين شد، شما در تحصن و تجمع ما حضور پيدا نكرديد و به واقع چرا اعتراض خود را نسبت به اين موضوع نشان نداديد؟ به عقيده‌ي شما توهين بايد به چه قيمتي باشد؟ دكتر رهايي! دختران ما در اين دانشگاه از لحاظ مذهبي در محدوديت هستند.

دختران مذهبی ما در دانشگاهها دچار چه محدودیتی هستند؟ من فقط این دو مورد به ذهنم رسید: نخست اینکه هنوز معدود جاهائی هستند که کاملا تفکیک جنسیتی نشده اند مثلا محوطه دانشگاه و شاید بدن جنس مخالفی یا نگاه آزارنده ای آنها را اذیت می کند. دوم هم اینکه شاید کسانی به دلیل پوشش ایشان، برخورد یا رفتر تمسخر آمیزی با دختران مذهبی انجام می دهند. من هم با هر دو مورد مخالفم اما راه حل ایشان برای رفع این مشکلات دختران مذهبی چیست؟ احتمالا محدود کردن بیشتر بقیه برای به بهشت رفتن و خنک شدن دل ایشان! روز به روز بیشتر احساس می کنم بخشی از جوانانی که در بعد از انقلاب بزرگ شده اند و دلبسته به ایدئولوژی حاکم هستند برایشان بدیهی شده که محدود کردن و سرکوب دیگران بخشی از حقوق شان است. یعنی این دیگران نیستند که در شرایط حجاب اجباری، حقشان برای انتخاب پوشش دلخواه سلب شده بلکه مذهبیها هستند که اگر کسی روسریش عقب رفت و نگاه آنها به موی این خانم افتاد حقشان برای گناه نکردن سلب شده!

حالا فکر کنید روزی در این مملکت بخواهند در شرایط آزاد و دموکراتیک در مورد موضوعاتی مانند همین حجاب و پوشش تصمیم بگیرند. آنها که اجباری بودن حجاب را حق خود می دانند و دیگرانی که انتخاب آزادانه پوشش را حق خود می دانند چه بلائی بر سر هم خواهند آورد؟ فکر نمی کنم وضع ما بهتر از عراقیهائی باشند که اینچنین به جان هم افتاده اند. با این انحصار ایدئولوژیک رسانه ای در کشور و نظام فاجعه بار آموزش و پرورش، چشم انداز روشنی هم از اصلاح تصور ایرانیان در مورد حق نمی بینم. به همین دلیل از بودن در ایران، فردای روزی که یک دفعه همه چیز آزاد شده می ترسم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1386/02/13ساعت 11:32 توسط نیما نامداري |