چند روز پيش با خانم 50 ساله اي صحبت مي كردم كه معلم بازنشسته در يك شهرستان است. با علاقه زياد براي كمپين يك میليون امضا كار مي كند. خیلي در باغ تئوريهاي فمينيستي نيست و گاهي نظرات من و نسرين را هم افراطي مي داند. اما با مفاد بيانيه كمپين كه كاملا حداقلي تنظيم شده موافق است. مي دانم چند نفر از همكاران سابق و دوستانش هم به تشويق او براي اين كمپين امضا جمع مي كنند. به هر حال اخيرا با او صحبت ميكردم مي گفت خيلي از دوستانش تازگيها نگران شده اند كه اين كمپين نكند موجب دردسرشان شود چون احساس كرده اند كاري سياسي است كه مدام برخي راديوها و رسانه ها آن را تبليغ مي كنند و حكومت هم به شدت به آن حساس است. خودش هم همين نگراني را داشت. تلاش كردم نگراني اش را برطرف كنم اما حقيقتش چندان هم با دغدغه اش مخالف نبودم.
دوستاني كه باني كمپين يك ميليون امضا هستند قطعا بهتر از هر كس مي دانند كه بسياري از زنان و دختراني كه براي اين كمپين امضا جمع مي كنند صرفا علاقمند به بهبود وضع زنان هستند و علاقه اي به سياسي شدن و پرداخت هزينه ندارند و شايد با برخي نظرات بانيان كمپين هم مخالف باشند. اما دوستان طوري رفتار مي كنند كه انگار خيلي نگران هزينه هائي كه به اين افراد تحميل مي شود نيستند. اشتباه نشود من مخالف حركت راديكال سياسي نيستم اما اين يك انتخاب شخصي است كه من با آن موافقم اما اغلب كساني كه با كمپين در شهرستانها همراهي مي كنند موافق اين نظر من نيستند و حق هم دارند زيرا تحليلها و شرايط آدمها متفاوت است. درك مي كنم كه ساختار كمپين ساختاري تشكيلاتي كه در آن رهبري و تصميم گيري جمعي وجود داشته باشد نيست اما دقيقا به همين دليل، افراد شناخته شده تر كمپين بايد مراعات بسياري از همراهان خود را كه موافق كار سياسي نيستند بكنند. خيلي از نوشته هائي كه روي سايت كمپين منتشر مي شود و مصاحبه هائي كه برخي از بانيان آن ميكنند عملا موجب حساس شدن سيستم امنيتي عقب مانده حكومت مي شود. من نمي گويم دوستان كمپين كار سياسي نكنند اين به خودشان ربط دارد اما هويت سياسي و اكتيويستي خود را به كمپين گره نزنند كه هر كنش و رفتار آنها به پاي كمپين نوشته شود.
نمونه آخرش همين بيانيه 700 امضائي است. در اين بيانيه تلاش شده كمپين محصول تجمع سال گذشته در ميدان هفت تير قلمداد شده و بعد با ادبياتي راديكال و از موضعي سياسي حكومت به باد انتقاد قرار گرفته شده است. اگر به من بگويند بيانيه بنويس قطعا دهها بار از اين هم تند تر خواهم نوشت اما پاي كمپين يك ميليون امضا را وسط نخواهم كشيد چون از طرف دهها زني كه در شهرستانها براي اين كمپين امضا جمع مي كنند وكالتي براي موضع گيري سياسي ندارم ضمن اينكه به راحتي مي توان فهميد اكثريت آنها اصلا از كنش سياسي بيزارند. دوستان مي توانستند به راحتي بگويند كه امسال تجمعي برگزار نمي شود بي آنكه آن را به كمپين ربط دهند. ضمن اينكه من نمي فهمم چرا در بيانيه اي كه در مورد برگزار نشدن يك تجمع در داخل كشور است افرادي آن را امضا ميكنند كه در خارج كشور هستند! به هر حال اولين شرط دعوت به يك تجمع يا پس گرفتن دعوت، امكان حضور در آن تجمع است. آقاي مهدي خانبابا تهراني يا خانم پرتو نوري علا يا اكبر عطري و علي افشاري و دهها ايراني مقيم خارج از كشور كه پاي اين بيانيه را امضا كرده اند چگونه مي توانند در مورد تجمعي بيانيه بدهند كه خودشان امكان حضور در آن را ندارند؟ گره زدن كمپين يك ميليون امضا به رفتار سياسي و يارگيريهاي اپوزيسيون قطعا در آينده باعث ريزش نيرو خواهد شد.
تا يادم نرفته بگويم كه آن خانم ابتداي نوشته مادر نازنين من است.