18 تیر برای من یادآور مجموعه ای از خاطرات است، تلخ و شیرین. تجربه سیاسی داستان کوی دانشگاه تهران اگر چه آموزنده بود اما به لحاظ فردی باعث تحقیر و خرد شدن من و بسیاری از فعالان آن دوره جنبش دانشجوئی شد. از یک طرف رفتار خشن و استبدادی حکومت را می دیدیم، از سوی دیگر حقارت برخی فعالان جنبش را. از برخی دوستان تحکیم که در اوج داستان ترجیح دادند با کاروان حج عمره نهاد نمایندگی ولی فقیه عازم سفر حج شوند (برخی کسانی که الان به اسم تحکیم وحدتی در حزب مشارکت و حزب اعتماد ملی حضور دارند از این دسته اند) تا بندبازها و عشق شهرت هائی نظیر منوچهر محمدی که از سوار موج شدن لذت می بردند.
اما پایان کوی به لحاظ عاطفی برای من منشا شیرین ترین اتفاق عمرم شد. با نسرین آشنا شدم. دختر شجاعی که بالای تریبون در چند جمله همه انتقادهای رادیکالی که ما با کلی ملاحظه و تعارف می گفتیم در عرض دو دقیقه به صریحترین وجه ممکن بیان کرد. داستان من و نسرین را در بخشی از فیلمی که شبکه بی بی سی برای سومین سالگرد کوی دانشگاه ساخت و در برنامه معروف News Night پخش شد می توانید ببینید. آن موقع تازه چند ماهی بود که زندگی مشترک را از صفر و با دست خالی شروع کرده بودیم. یادش به خیر سوئیت 20 متری خوابگاه متاهلین دانشگاه علم و صنعت!
18 تیر برای من یادآور خاطره دیگری هم هست اولین بار که در دادگاه به عنوان متهم حاضر شدم 18 تیر سال 79 بود. یاد شعبه 4 دادگاه انقلاب و معتادهائی که چند ساعتی کنارشان نشستم تا بازجویم سر برسد و یاد شوفاژخانه دادگاه هم به خیر!