تبليغاتX
ساز مخالف - سوسیال دموکراسی اسلامی در اردبیل

خیلی عجیب نیست اگر خبر دار شوید در روزهائی که دانشجویان زندان هستند و اخبار شکنجه آنها همه جا را گرفته، اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران برای اردو به شهر خوش آب و هوای اردبیل سفر کرده اند. انجمن دانشگاه تهران در دوران ما نماد تشکل دانشجوئی چسبیده به قدرت و هماهنگ با حکومت بود و در تمام سالهای اخیر (با وجود تلاش بسیاری از دانشجویان) همان طور باقی مانده است. زمان ما، دانشگاه تهران اصلی ترین کانال ارتباط با وزارت اطلاعات و مدیران دولتی بود و همیشه از این ارتباط برای سهم خواهی درون تشکیلات استفاده میکرد. بیشتر بچه های فعال این انجمن بعد از تمام شدن درسشان، مسئولیتی دولتی می گرفتند. مثلا ابوالفضل فاتح (که الان با بورس دولتی در انگلیس است) بی هیچ سابقه ای در امر رسانه، مدیرعامل ایسنا شد و یا رضا حجتی ( عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی) که هنوز فارغ التحصیل نشده از مدیران معاونت دانشجوئی دانشگاه تهران شده بود. در دوران خاتمی هم تقریبا همه مدیران دانشگاه تهران و علوم پزشکی از فعالین انجمن دانشگاه در دهه 60 بودند. یادم است در سالهای 80 تا 82 که تحکیم وحدت بیشترین فشارها را تحمل میکرد و بچه های شورای مرکزی را مدام بازداشت میکردند، برخی بچه های دانشگاه تهران همراه با یکی دو دانشگاه دیگر مثل بهشتی و تربیت مدرس سرگرم برگزاری بخش دانشجوئی کنفرانس انتفاضه بودند و دو سه سالی حقوقهای نسبتا بالا از مجلس که دبیرخانه کنفرانس در آنجا مستقر بود می گرفتند.

همه این حرفها را زدم تا بگویم برای من عجیب نیست اگر در چنین شرایطی، حضرات در اردبیل دنبال احیای سوسیال‌دموكراسی اسلامی در جنبش دانشجوئی باشند. آقای حسین رفیعی در سخنرانی خود در اردوی انجمن تهران حرفهای عجیبی زده اند. ای کاش ایشان به همان رشته شیمی که تخصصشان است بپردازند و با حوزه های دیگر کاری نداشته باشند. صحبتهای رفیعی پر است از استدلالهای عجیب و غریب که من فقط چند نمونه دم دستی اش را مثال میزنم:

1-     گفته اند در دورن هاشمی رفسنجانی سوبسیدها قطع شد. فکر می کنم ایشان فرق یارانه (سوبسید) با سهمیه بندی را نمی دانند. اقلام اصلی یارانه های مستقیم در بودجه دولت مربوط به یارانه انرژی (شامل آب و برق و سوختهای فسیلی) و کالاهای اساسی (نظیر گندم، روغن، قند و شکر و... که توسط وزارت بازرگانی وارد می شود) می باشد. ارزش حقیقی این موارد از بودجه کل در تمام دوران هاشمی نه تنها کاهش نیافت بلکه افزایش هم پیدا کرد. در دوران هاشمی فقط کوپن و جیره بندی برچیده شد.

2-     همچنین گفته اند در دوران هاشمی فقر و اختلاف طبقاتی افزایش یافت و رشد اقتصادی محدود بوده است. من نمی دانم منظور از رشد اقتصادی محدود چیست اما روند رشد اقصادی در دوران هاشمی در مجموع مثبت و قابل دفاع بوده است. در مورد عدالت شاخصی که در تمام دنیا استفاده می شود ضریب جینی است که در سالهای گذشته کاهش داشته و کلا هم در حد متوسط جهانی است که نشان دهنده کاهش نابرابری است. افزایش درآمد سرانه ایرانیها در سالهای دهه 70 این قضاوت کلی را تقویت می کند که در زمان هاشمی مردم ثروتمندتر شدند. مشاهده فردی هم این قضاوت آماری را تائید میکند. اینکه من از هاشمی خوشم نمیاید دلیل نمی شود که سیاستهای درست را هم زیر سوال ببرم.

3-     رفیعی میزان فرار سرمایه در 40 سال اخیر را 3800 میلیارد دلار دانسته است. من واقعا دوست دارم بدانم آن مطالعه و تحقیقی که ایشان بر اساس آن حرف زده اند کجاست و تعریفش از فرار سرمایه چه بوده اما بزرگترین خطائی که بی اعتباری تحلیهای اقتصادی ایشان را نشان میدهد این است که نگفته اند 3800 میلیارد دلار به قیمت چه سالی! در اقتصاد قیمت مطلق نداریم چون تورم باعث می شود ارزش پول در سالهای متفاوت فرق کند. وقتی داریم در مورد یک بازه چهل ساله که تقریبا در تمام سالهایش کشور تورم دو رقمی داشته حرف می زنیم نمی توانیم کیلوئی بگوئیم فلان مقدار دلار و ناچاریم سال پایه را مشخص کنیم. حتی اگر به ایشان آوانس بدهیم و فرض کنیم که این عدد به قیمت سال 86 است معنای این حرف ان است که به طور میانگین در چهل سال اخیر از کشور سالانه  95 میلیارد دلار سرمایه خارج شده برای اینکه این عدد معنا دار شود توجه کنید که رکورد درآمد فروش نفت ایران در طول تاریخ کمتر از ۶۰ میلیارد دلار است که در سال گذشته محقق شد. من اگر بخواهم تقریبی  بگویم فکر میکنم درآمد اسمی حاصل از فروش نفت در این چهل سال (بدون توجه به نرخ تورم) قطعا کمتر از 1000میلیارد دلار بوده  یعنی کمتر از یک چهارم فرار سرمایه ای که به زعم ایشان رخ داده!

4-      این قسمت از افاضات ایشان را بدون شرح بخوانید تا روحتان تازه شود: "وی گفت: نئولیبرالیسم آمریكایی نیز در ایران جواب نداد؛ چرا كه مردم در سال 84 در انتخابات از آن رویگردان شدند. نئولیبرالیسم بر محورهای جنگ، مواد مخدر، سكس و ربا تكیه دارد و این محورها را در آمریكا می‌بینیم. پوپولیسم شبه‌چینی نیز جواب نمی‌دهد و كارنامه این دوره نیز روشن است. وی با بیان اینكه «مردم خواهان عدالت هستند»، گفت: باید الگویی طراحی شود كه آزادی، عدالت اجتماعی و دینداری در آن رعایت شود؛ یعنی الگویی كه شریعتی بر آن تاكید داشت. این مدرس دانشگاه در بخش دیگر سخنانش بر توجه بیشتر دولت به بخش كشاورزی تاكید كرد و گفت: كشوری كه نتواند مایحتاج خود را تهیه كند، نمی‌تواند پیشرفت كند. ما در سال‌های گذشته به مقدار زیادی برنج و شكر وارد كرده‌ایم. وی با بیان اینكه« تجربه اقتصادی كارگزاران،‌ دوم خردادی‌ها و دولت جدید در ایران جواب نداده‌ است»، افزود: پس از این همه تجربه باید سوسیال دموكراسی اسلامی شكل بگیرد و جنبش دانشجویی باید بتواند عقبه تئوریك آن را شكل دهد."

+ نوشته شده در جمعه 1386/05/19ساعت 14:48 توسط نیما نامداري |