تمام شد. اسباب كشي و همه تعقيباتش به پايان رسيد. خسته نباشم!
خانه جديد خيلي خوبيها دارد اما يك بدي بزرگ دارد آن هم اينكه چشم انداز قبلي را ندارد. خانه قبلي طبقه چهارم بود و از پنجره اش تمام تهران را از سرخه حصار تا نورافكنهاي ورزشگاه آزادي مي شد ديد البته اگر دود و آلودگي هوا اجازه مي داد. اما اين يكي تقريبا زير زمين است، صاحبخانه مي گويد زير همكف، گويا اين مشتري پسند تر است!
نمي دانم چه حسي در تماشاي افق هست كه آرامش بخش و كمي غم انگيز است به خصوص غروبهائي كه نورآفتاب روي پشت بامهاي خانه هاي دوردست تركيبي از تيرگي و نارنجي ايجاد كرده. حيف كه ديگر آن چشم انداز را نداريم البته خوشبختانه نزديك پارك پرواز هستيم كه آنجا هم اين چشم انداز را با موقعيتي بهتر مي توان تجربه كرد.