تبليغاتX
ساز مخالف - هاشمی رفسنجانی و ناگفته های جنگ از زبان امام

دوران کودکی من در استان لرستان گذشته است که یکی از نزدیکترین مناطق به مرزهای جنگ ایران و عراق بود. هنوز خاطره تلخ سالهای آوارگی از ترس بمباران، بمبهای هر روزه در کوچه و خیابانهائی که در آنها بزرگ شده بودی، از دست رفتن عزیزان و … تازگی سوزناکش را برایم حفظ کرده است. در سالهای اخیر هیچ گاه فرصت نقد و تحلیل تجربه مدیریت جنگ در ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی در بستری عمومی فراهم نشده و بهانه های واهی مانع هرگونه نگاه موشکافانه به واقعه ای شد که سرنوشت چند نسل ایرانیان را تغییر داده است. کار به جائی رسید که حتی رزمندگان و وارثان شهدا هم به صورت رسمی از هرگونه نقد و نگاه متفاوت منع شدند. سالها پیش که سعید حجاریان از استراتژی «قربانی کردن امواج انسانی» در طول جنگ انتقاد کرد بلافاصله اخطار شدیدی از بالاترین سطوح حاکمیت دریافت کرد. حتی هاشمی رفسنجانی هم که خود فرمانده جنگ بود هنگامی که اخیرا در مصاحبه ای از ضعفها و کاستیهای مدیریت جنگ سخن گفت با نقد محافظه کاران روبرو شد تا جائیکه محسن رضائی فرمانده وقت سپاه پاسداران در سخنانی برداشت هاشمی از پذیرش قطعنامه را زیر سوال برده و مقصر شکست در جنگ را سیاسیونی نظیر هاشمی معرفی کرد. اما این بار گویا هاشمی قصد دارد حرفهائی جدیدی بزند . دفتر او بلافاصله پس از مصاحبه محسن رضائی متن کامل نامه امام به مسئولان نظام را منتشر کرد که اطلاعات جالبی از شرایط ایران در آستانه پذیرش قطعنامه 598 ارائه می دهد:   

حال كه مسوولين نظامي ما اعم از ارتش و سپاه كه خبرگان جنگ مي‌باشند صريحا اعتراف مي‌كنند كه ارتش اسلام به اين زوديها هيچ پيروزي به دست نخواهند آورد، و نظر به اين كه مسوولين دلسوز نظامي و سياسي نظام جمهوري اسلامي از اين پس جنگ را به هيچ وجه به صلاح كشور نمي‌دانند و با قاطعيت مي‌گويند كه يك دهم سلاحهايي را كه استكبار شرق و غرب در اختيار صدام گذارده‌اند به هيچ وجه و با هيچ قيمتي نمي‌شود در جهان تهيه كرد و با توجه به نامه تكان‌دهنده فرمانده سپاه پاسداران كه يكي از دهها گزارش نظامي سياسي است كه بعد از شكستهاي اخير به اينجانب رسيده و به اعتراف جانشيني فرمانده كل نيروهاي مسلح ، فرمانده سپاه يكي از معدود فرماندهاني است كه در صورت تهيه مايحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ مي‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاحهاي شيميايي و نبود وسايل خنثي‌كننده آن، اينجانب با آتش بس موافقت مي‌نمايم و براي روشن شدن در مورد اتخاذ اين تصميم تلخ به نكاتي از نامه فرمانده سپاه كه در تاريخ ۶۷/۰۴/۰۲نگاشته است، اشاره مي‌شود ، فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال ديگر ما هيچ پيروزي نداريم، ممكن است در صورت داشتن وسايلي كه در طول پنج سال به دست مي‌آوريم قدرت عمليات انهدامي و يا مقابله به مثل را داشته باشيم و بعد از پايان سال ۷۱اگر ما داراي ۳۵۰تيپ پياده و دو هزارو ۵۰۰ تانك ، سه‌هزار توپ و ۳۰۰هواپيماي جنگي و ۳۰۰هلي‌كوپتر و قدرت ساختن مقدار قابل توجهي از سلاحها ... - كه از ضرورتهاي جنگ در آن موقع است - داشته باشيم مي‌توان گفت به اميد خدا عمليات آفندي داشته باشيم. وي مي‌گويد قابل ذكر است كه بايد توسعه نيروي سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نيم افزايش پيدا كند، او آورده است البته آمريكا را هم بايد از خليج فارس بيرون كنيم والا موفق نخواهيم بود. اين فرمانده مهمترين قسمت موفقيت طرح خود را تهيه به موقع بودجه و امكانات دانسته‌است و آورده است كه بعيد بنظر مي‌رسد دولت و ستاد فرماندهي كل قوا بتواند به تعهد خود عمل كنند. البته با ذكر اين مطالب مي‌گويد بايد بازهم جنگيد كه اين ديگر شعاري بيش نيست. آقاي نخست وزير از قول وزراي اقتصاد و بودجه وضع مالي نظام را زير صفر اعلام كرده‌اند، مسوولين جنگ مي‌گويند تنها سلاحهايي را كه در شكستهاي اخير از دست داده‌ايم به اندازه تمام بودجه‌ايست كه براي سپاه و ارتش در سال جاري در نظر گرفته شده بود. مسوولين سياسي مي‌گويند از آنجا كه مردم فهميده‌اند پيروزي سريعي به دست نمي‌آيد شوق رفتن به جبهه در آنها كم شده‌است. شما عزيزان از هركس بهتر مي‌دانيد كه اين تصميم براي من چون زهر كشنده است ولي راضي به رضاي خداوند متعال هستيم و براي صيانت از دين او و حفاظت از جمهوري اسلامي اگر آبرويي داشته باشم ، خرج مي‌كنم.

 

آیا این نامه بهترین دلیل برای اتخاذ رویکردی جدید در نگاه به جنگ ایران و عراق نیست؟
+ نوشته شده در جمعه 1385/07/07ساعت 15:9 توسط نیما نامداري |