سالها پیش جائی از دکتر سروش شنیدم که می گفت علت العلل عقب ماندگی ایران بی ارزش بودن علم است. در سالهای بعد فهمیدم که او چقدر دقیق به هدف زده. این داستانی است که در سیاست و اقتصاد و فرهنگ و ... هر روز تکرار شده و خیلی هم ربطی به این دولت و آن دولت ندارد.
یکی از جلوه های پر رنگ این بی ارزش بودن علم در همین داستان هسته ای پدیدار شده. حکومت خوب توانسته این قضیه را در زرورق یک ناسیونالیزم مضحک و توخالی بپیچاند و به خورد ملت دهد. طوری شده که هر کس میخواهد چیزی در این مورد بگوید ابتدا خود را موظف میداند مقدمه ای در مورد مزایای این دانش برای ایران و حق مسلم بگوید بعد برود سر باقی مطلب. کسی هم نمی پرسد اصلا این دانش هسته ای چیست؟ آیا الزاما به درد ما میخورد؟ آیا به صرفه است؟ ما در کجای جغرافیای این دانش در دنیا ایستاده ایم؟ آیا محصولات دانشی ما در حدی هست که ارزش صنعتی شدن داشته باشد؟ آیا تنها با داشتن دانش می شود تولید صنعتی داشت؟ اصلا تولید کدام فرآورده ها؟ آیا مواد خام نمیخواهد؟ آیا با محیط زیست سازگار است؟ آیا ما در آن مزیت اقتصادی داریم؟ و دهها آیای دیگر. اما چون طرح این سوالات و پاسخ به آنها نیازمند دانش است که آن هم در کشور ما بی بها است اصلا داستان منتفی شده و حکومت هم خوشحال از این وضعیت چنان فضای سرکوب و سکوتی در این مورد حاکم کرده که تک صداهای مخالف هم شنیده نمی شوند. اما نظر فلان وبلاگ نویس که معلوم است حتی جدول ضرب را هم در کودکی به سختی حفظ کرده (اگر حفظ کرده باشد!) صرفا چون تکرار همان حرفهای ساده لوحانه در مورد مساله هسته ای است در کیهان جناب شریعتمداری بازتاب می یابد.
احمد شیرزاد شاید تنها کسی باشد که درون ایران هر وقت توانسته اصل بحث را از نظر علمی زیر سوال برده، حرفهای او را به نقل از سایت نوروز بخوانید:
شیرزاد در ادامه انتقاداتش از تبلیغات یكسویه درباره انرژی هستهای گفت: ما داریم روی چیزی دست میگذاریم كه نمیدانیم چیست. در حالیكه میشد مملكت را به سمتی نبرد كه مصوبهای در شورای امنیت علیه ما بگذرانند كه در عمل، ما را از انرژی هستهای محروم كنند. وی در ادامه با بیان اینكه « یك صنعت برای كشور در صورتی میتواند توجیهپذیر باشد كه اولا فنآوری و نیروی انسانی آن و ثانیا منابع اولیه آن را داشته باشیم»، گفت: ما در بحث هستهای هیچكدام از این دو دلیل را نداریم؛ نه نیروی انسانی ماهر داریم و نه مواد اولیه آن را.
شیرزاد افزود: كلیدیترین مساله در صنعت هستهای ما این است كه ما مواد اولیه یعنی اورانیوم را نداریم. اطلاعات موجود نشان میدهد اورانیوم شناختهشده در ایران یكی در معدن ساغند است با حدود هشتصد تن و دیگری در معادن بندرعباس كه حدود ششصد تن ذخیره دارد. از این منابع میتوان هزار و چهارصد تن كیك زرد تولید كرد؛ در حالی كه استرالیا حدود یك میلیون تن وكانادا حدود ششصد میلیون تن ذخیره دارد اما در جداول منابع اورانیوم جهانی، ایران جایگاهی ندارد و عمده ذخایر زمین هم در نزدیكی قطب شمال واقع است.
وی با اشاره به اینكه «تنها معدن فعال كنونی ایران ساغند یزد است كه روی این معدن با همكاری چینیها دو چاه با عمق چهارصد متر زده شده»، گفت: هزینه تمامشده حفر چاه در عمق پایین خیلی بالاست و اورانیوم حاصل از آن، چند برابر قیمت جهانی تمام میشود. در واقع، اورانیوم از این عمق خارج كردن امتیاز نیست. ضمن آنكه به علت نداشتن فنآوری توان استخراج ما هنوز معلوم نیست.
عضو شورای مركزی جبهه مشاركت با اشاره به اینكه «نیروگاه بوشهر سالی سی و پنج تن اورانیوم غنیشده میخواهد»، افزود: حتی در صورت به نتیجه رسیدن استخراج كل اورانیوم معادن ساغند یزد، این منابع تنها میتواند حدود ده سال نیروگاه بوشهر را تغذیه كند. ضمن آنكه این نیروگاه بعد از چهل سال قرار است هزار مگاوات برق تولید كند یعنی دو درصد از برق كشور. شیرزاد در ادامه تاكید كرد: ما نمیتوانیم بدون همكاری دنیا وارد یك فنآوری شویم كه در دست دیگران است. ما ابتدا باید نوع رابطهمان را با دیگران درست كنیم. متاسفانه ما بدون توجه به این واقعیتها، فقط به تبلیغات میپردازیم و در تلویزیون فنآوری هستهای را چنان ساده جلوه می دهند كه گویی آب خوردن است.