پرستو مطلبی در جواب نقد من به آش نذری فعالان زن نوشته که به گمان من جواب نیست دقیقا همان چیزی است که من به آن نقد دارم یعنی فقدان چارچوب تئوریک. من قصد ادامه بحث را ندارم. اما از این دو پاراگراف پرستو نمی توانم راحت عبور کنم:
گاهي بعضي انتقادهاي از دور به كمپين يك ميليون امضا كه پيشروي مطرح كننده كف مطالبات عموم زنان ايران بوده است و اولين بار شيوه رودر رو و چهره به چهره را براي ارتباط هر چه بيشتر با زنان عادي جامعه در پيش گرفته،خيلي سنگين است آن هم وقتي بديلي نه پيشنهاد ميشود و نه انجام ميشود (بديلي براي ارتباط با زنان عادي و نه زنان مجلس و تصميم گير).
... گاهي حتي وقتي نقدهاي تامل برانگيز هم با ادبيات كنايهآميز و نه چندان اخلاقي و مقايسهاي نامناسب بين روشهاي متفاوت و غير قابل قياس ( مثل شيوه خواست آزادي دو نفر و شيوه اعتراض به زنان مجلس براي فلان لايحه) بيان ميشود، ناديده ميماند. اگر هدف پيشبرد خواستههاي زنان ايران و تقويت جنبش زنان است، و نه دامن زدن به شكاف بين افكار متفاوت و روشهاي مختلف، روشهاي هوشمندانهتري انتظار ميرود.
کجای آن نوشته غیر اخلاقی بود؟ از توصیه برای هوشمندتر بودن هم به عنوان نصیحت اخلاقی یک دوست ممنونم اما به گمانم همین اعتماد به نفس زیاد دوستان است که منجر به ندیدن نقدها و استغنا از تئوری و تجربه دیگران شده است.