عنوان مقاله توجهم را جلب كرد: تحليل جامعه شناختي فروش «اخراجي ها» فيلم جنجالي سال 86 . مقاله را خواندم. حرفهاي معمولي كه در لفافهاي از مبهمگوئي پيچيده شده حرفهائي كه اگر قرار بود نويسنده با كلمات معمولي و عادي بگويد نتيجه هيچ فرقي نميكرد جز اينكه نميشد اين عنوان «تحليل جامعه شناختي» را بالاي آن چسباند.
ياد مصاحبهاي افتادم كه چند روز پيش خانمي در فرانسه انجام داده بود. راديو زمانه اين فرد را به صفت جامعه شناس معرفي كرده و طبعا من انتظار دارم حرفهائي در اين مصاحبه بخوانم كه محصول روشها و تحليلهاي «علم جامعه شناسي» است اما اين اتفاق نميافتد. البته خانم دكتر شفيق، صداقت بيشتري از آقاي صائمي داشته و حرفهاي معمولي را با كلمات معمولي زدهاند.
با خودم گفتم شايد مشكل از ژورناليستي بودن اين مطالب باشد يعني علم در سايه ژورناليزم قرار گرفته اما چند دقيقه پيش با اين مطلب (لينك از هفتان) روبرو شدم. دكتر نعمت الله فاضلي تقريرات درس جامعهشناسي هنر و ادبيات خود را روي سايتشان گذاشتهاند. باز هم فرقي ندارد همان حرفهاي معمولي است كه ساختار يافته ارائه شده. اين اصلا بد نيست اما هر چه هست علم نيست. آيا جامعه شناسي صرفا گزارشگري موشكافانه مشاهدات عادي ما نيست؟روش تحقيق و استنتاج در جامعهشناسي چگونه است؟ آیا جامعه شناسی در خارج از ایران هم همین وضعیت را دارد؟
سالها است نميدانم از چه رشتهاي خوشم ميآيد. يكي از اولين گزينهها جامعه شناسي بود به همين دليل تعداد قابل توجهي از كتابهاي مرجع در اين رشته را مطالعه كرده و ميكنم اما هنوز هم نفهميدهام جامعه شناسي علم است يا نه.