تبليغاتX
ساز مخالف - چرا دختران ایرانی هنوز جهیزیه می آورند؟

مشهد هستم. منزل مادرزن نازنین. این پست حامد و کامنتها را  دیدم گفتم تجربه خودم را بنویسم. شرایط  من و نسرین وقتی که ازدواج کردیم خیلی جالب بود. من دانشجوئی بودم که 40 واحد از درسم مانده بود و سربازی هم نرفته بودم این یعنی که کار نداشتم و نمی تونستم تا مدتی هم کار کنم. سرمایه شخصی هم ریالی نداشتم و پدر و مادرم هم که دو کارمند بازنشسته بودند امکان حمایت مالی من را نداشتند. طبعا نمی توانستم برای شروع زندگی سرپناهی تهیه کنم و اعتباری هم نداشتم که به اتکای آن قرض کنم. این یعنی اینکه آورده من در این بده و بستان صفر بود. از آن طرف نسرین هم درس و شرایط خانواده اش مثل من بود. در چنین اوضاعی هر دو نفر هم پیله کرده بودیم که سریع ازدواج کنیم و بلافاصله هم زیر یک سقف برویم!

در یک محضر عقد کردیم بدون مراسم و با فاصله چند ساعت برای انتخاب واحد ترم بعد به تهران آمدیم. تنها امیدمان خوابگاه متاهلین بود که دانشگاه می داد البته با دردسرهای زیاد. نسرین جهیزیه نیاورد من هم ریالی برای مراسم و یا خانه و این حرفها هزینه نکردم. من انتظار داشتم هنگامی که این داستان را برای دیگران می گویم واکنش منفی نشان دهند (همان تعارض با عرف) اما اتفاقا برعکس شد. گذشته از پرستیژ روشنفکرانه ای که این ساز مخالف زدن برایمان ایجاد کرد اغلب هنگامی که می فهمیدند نسرین حق طلاق و حضانت و به خصوص تنصیف اموال را گرفته و مهریه اش را هم بخشیده این شرایط را معقول ارزیابی می کردند.

تصور می کنم بر خلاف نظر حامد این عرف نیست که دختران تحصیل کرده و امروزی تر را به گرفتن مهریه و آوردن جهیزیه سوق می دهد صورتبندی ازدواج و طلاق در چهارچوب شرایط قانونی و حقوقی کشور شرایط فعلی را باعث شده. مثلا اگر تنصیف اموال در هنگام طلاق قانون بود باز هم وضعیت جهیزیه این گونه بود؟ به نظرم حامد در تک پارامتری کردن قضیه اندکی اشتباه کرده است. اگر کسی احساس می کند کنجکاوی در تجربه ما به حالش مفید است یا به کارش می آید آماده هستم که بیشتر توضیح دهم.

ضمنا این بلاگفا دیگر شورش را درآورده. مدتی است کامنتها مشکل دارد. از دوستانی که کامنتهایشان دیده نمی شود عذر خواهی می کنم من آنها را دیده ام اما نمی دانم چرا منتشر نمی شوند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/07/20ساعت 14:3 توسط نیما نامداري |