تبليغاتX
ساز مخالف -

چند روز پیش در حاشیه یک جلسه اداری یکی از مدیران عالی دولت نقل می کرد که طرحی از طرف ریاست جمهوری به وزارت راه داده شده که بر اساس آن نوعی قطار پیشرفته و فوق العاده سریع در مسیر تهران مشهد فعال خواهد شد. این قطار که مگلو (Maglev) نامیده می شود با نیروی الکترومغناطیسی حرکت کرده و به همین دلیل سرعتی بالای 500 کیلومتر در ساعت دارد. آن مدیر این طرح را نمونه ای از بلند پروازیهای خام دستانه احمدی نژاد می دانست و نگران تکرار تجربه منوریل این بار در سطح ملی بود. من هم با شناختی که از ویژگیهای نظام اداری و توان مهندسی کشور دارم تردیدی در ناموفق بودن این طرح ندارم اما با تاکیدی که راوی بر جدی بودن طرح می کرد و نیز سابقه احمدی نژاد در اصرار بر طرحهای بلندپروازانه ناچار باید این طرح را جدی گرفت.

می دانم که این مدل قطار فعلا در دنیا در قطعات اغلب کوتاه ساخته شده و مجموع طول در حال بهره برداری آن در دنیا کمتر از ۷۰۰یا ۸۰۰ کیلومتر است. البته معنای این حرف ناموفق بودن آن نیست بلکه گرانی آن توسعه اش را محدود کرده است. مثلا در چین (که سرزمین فوق العاده ارزانی است) هزینه ساخت مسیر این قطار بدون هزینه واگن در حدود هر کیلومتر ۴۰میلیون دلار تمام شده است. البته این قطار بدون آلودگی و صدا بوده و هزینه بهره برداری آن خیلی کمتر از قطارهای فعلی است. می توان حدس زد که مگلو تهران به مشهد حداقل ۳۰میلیارد دلار سرمایه گذاری اولیه احتیاج دارد. اگر فرض کنیم عمر مفید این قطار ۳۰سال است (که عملا کمتر بوده) و فرض کنیم میانگین قیمت بلیط این قطار در ۳۰سال آینده ۱۵۰دلار باشد روزانه باید ۲۵۴۰۰ نفر مسافر در تمام این ۳۰سال جابجا کند تا دقیقا در هنگام پایان عمر مفید خود به نقطه سربه سری برسد. فراموش نکنید که هزینه بهره برداری را اصلا صفر فرض کرده ایم. تا جائی که من می دانم هم اکنون میانگین مسافر جابجا شده به صورت هوائی, زمینی و ریلی بین تهران و مشهد روزانه ۶۰۰۰نفر است. با این اوصاف برای کشور فقیری مثل ایران این طرحها چه معنائی دارد. آیا مگلو هم حق مسلم ماست؟

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/06/14ساعت 23:4 توسط نیما نامداري |