یک خاطره بی مزه:
سال 1378 ما یک دوستی در انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت داشتیم که عجیب سمپات نهضت آزادی بود. این دوست ما اگر درست یادم باشد دانشجوی کارشناسی ارشد معماری کامپیوتر بود ولی برای شرکت در برنامه های نهضت و جلسات تفسیر قرآن حاج آقا دکتر ابراهیم یزدی بیشتر از درسش وقت می گذاشت. یک روز این دوست ما با قیافه کج و معوج و لباسهای خاکی و به هم ریخته وارد دفتر انجمن شد. فکر کردیم شاید تصادف کرده یا دزد به او حمله کرده اما اشتباه می کردیم. این دوست ما درحالی که اعلامیه های نهضت را در دانشکده برق پخش می کرده مورد غضب یکی از اساتید راستی قرار گرفته و استاد محترم به جرم پخش بیانیه های شل و آبکی نهضت آزادی با مشت و لگد آن هم در وسط دانشگاه چنان به جان این رفیق ما افتاده بود که بیا و ببین. ما بیشتر خنده مان گرفته بود که آن استاد سالخورده چطور توانسته رفیق قلچماق ما را چنین بتکاند.
جهت اطلاعتان آن استاد محترم بعدها شد وزیر ارتباطات دولت مهرورزی و تصمیم گرفت اینترنت در ایران سوهان روح باشد به مصلحت نزدیکتر است.
یادم رفت بگویم که این پست را به بلاگفای عزیزم تقدیم میکنم.