آیا باید در انتخابات شوراها شرکت کرد؟
اینکه وجود شوراها را مفید نمی دانم به این معنا نیست که موافق شرکت در انتخابات نباشم. به دو دلیل معتقدم که حتما باید در این انتخابات شرکت کرد. دلیل اول دلیلی سیاسی است رای آوردن مجدد نگاه ارتجاعی و استبدادی عملا تیر خلاص به شقیقه موج فروخفته «دولت حداقل» است دولتی که مدام در همه شئون زندگی دخالت نکند و بگذارد انسانها به سبک خود زندگی کنند. برتری طرفداران احمدی نژاد ضمن آنکه موجب افزایش اعتماد به نفس آنها و تشدید فشارها و حماقتها می شود سیگنال بسیار بدی هم به مردم دنیا می دهد.
اما دلیل دوم به نقش شهرداریها در زندگی ما برمی گردد. چه بخواهیم چه نخواهیم شوراها تاثیر زیادی بر زندگی روزمره ما دارند یا دست کم می توانند داشته باشند. حداقل آنکه تصمیمات اشتباهشان بسیار برای ما گران تمام خواهد شد. مثالهای زیادی وجود دارد. سیاست غلط تراکم فروشی که روزی در تهران آغاز شد منشا اغلب مشکلات امروز تهران است و این مشکلات با آهنگی نمائی بیشتر هم خواهد شد. مردم تهران روزانه100 میلیون کیلومتر راه توسط ماشین طی می کنند. ده سال پیش این عدد حدود 45 میلیون کیلومتر بود. ترافیک تهران تقریبا 30 درصد بیشتر از متوسط ترافیک در 13 شهر بالای یک میلیون آمریکاست. تعداد روزهائی که بخشی از تهران در آن روز شرایط ناسالم آلودگی هوا را تجربه می کند در 10 سال گذشته 12 برابر شده است. بر اساس تمام طرحهائی که در چهل سال اخیر برای تهران تدوین شده ظرفیت تهران حداکثر 7 میلیون و 750 هزار نفر است اما هم اکنون در ساعات روز حدود 13 میلیون نفر در تهران فعالند. از سال 45 تا 81 در حالیکه جمعیت تهران 7/2 برابر شده جمعیت حومه و شهرهای حاشیه تهران 4/5 برابر شده است. در حالیکه در اغلب شهرهای بزرگ دنیا سرانه فضای خدماتی (یعنی فضائی که صرف پارک، تاسیسات فرهنگی و تفریحی، مدارس، مراکز بهداشتی و ... می شود) حود 100 مترمربع است در تهران هدف در نظر گرفته شده 32 مترمربع است که هنوز هم تحقق نیافته. در بین 124 کلانشهر دنیا تهران از حیث شاخصهای کیفیت زندگی (Quality of Life) جز 10 شهر آخر است. در حالیکه استاندارد آلودگی صوتی خیابانها در طول روز 50 دسی بل است متوسط مناطق مختلف تهران بین 70 تا 75 دسی بل متغیر است. هر شهروند تهرانی به طور متوسط 27 کیلوگرم زباله در ماه تولید می کند که بدون بازیافت در بیابانهای اطراف تهران سوزانده می شود. بدبختی اینجاست که شهرهائی نظیر مشهد، تهران، تبریز، کرمانشاه و ... هم عینا راهی را پیش گرفته اند نتیجه اش در تهران به وضوح قابل مشاهده است. شهرداریها با فروش تراکم عملا در حال حراج حداقل فضای لازم برای زندگی مردم هستند و در ازای آن صرفا زباله جمع می کنند و فواره رنگ می کنند. در چنین شرایطی آیا می توان با کنار نشستن زمام امور شهرداریها را به افراد بی تجربه، عقب مانده و حریص واگذار کرد؟ هزینه آزمون و خطای این افراد بی نام ونشان عملا از عمر و سلامتی و راحتی ما در حال پرداخته شدن است. من شاهد بوده ام چگونه به دلیل ساده اندیشی و زیاده طلبی یک عضو شورا در عرض 24 ساعت یک خیابان مهم ابتدا یک طرفه شده و دوباره به حالت اول بازگشته. منوریل را یادتان هست؟ طرحی که هزینه آن به نسبت ظرفیتش 8 برابر مترو بود صرفا به دلیل منافع شخصی چند عضو شورا دنبال شد و ... جالب است بدانید صرفا هزینه جمع آوری پایه های بلا استفاده منوریل تهران حدود 300 میلیون تومان برآورد می شود. حضور در انتخابات دست کم منجر به انتخاب افرادی خواهد شد که دوران آزمون و خطایشان را گذرانده اند و اگر گلی به سر ما نمی زنند حداقل دست گل هم به آب نمی دهند.