اصلی ترین دست مایه تبلیغاتی اصلاح طلبان در انتخابات شوراها، تداعی دوران کرباسچی است. این سیاست بد نیست اما یک نقطه ضعف اساسی دارد. کرباسچی و دیگر اصلاح طلبان باید خود را برای روبرو شدن با این نقد جدی روبرو کنند که آیا در نگاه خود به ضوابط شهرسازی تجدید نظر کرده اند یا نه؟ منظور از ضوابط شهرسازی مجموعه ای از مصوبات و قوانین است که سیاستها و محدودیتهای ساخت و ساز در شهر را تعیین می کند. تبلور اصلی این سیاستها در طرحهای جامع و تفصیلی شهر است. اینکه در کجا می توان مغازه ساخت کجا خانه و کجا کارگاه یا اینکه یک ساختمان حداکثر و حداقل چند طبقه می تواند باشد یا دیگر اینکه کجا ضروری است ساختمان پارکینگ داشته باشد کجا نه و این گونه سوالها همه بر اساس طرحهای جامع و تفصیلی پاسخ داده می شوند. اتفاق وحشتناکی که در دوران کرباسچی افتاد این بود که او دست معاون معروفش ابریشم کار را باز گذاشت که در ازای دریافت پول (تحت عنوان توافق) تمام این قوانین را نقض کند مثلا شما می توانستی در ازای پرداخت مبلغ ناچیزی در داخل یک کوچه ۱۰ متری که حداکثر تراکم مثلا ۱۵۰% است شما تا ۴۰۰% هم بسازید یا مجتمع تجاری ۶۰۰واحدی بسازی اما فقط ۲۰ فضای پارکینگ در آن پیش بینی کنی یا در ازای پرداخت جریمه اجازه تغییر کاربری از مسکونی به تجاری را یافته و مثلا در ۵۰۰ متری یک مدرسه کارگاه ریخته گری راه بیندازی. واضح است که چون این کار باعث افزایش درآمد شهرداری می شد شهرداران مناطق عملا مشوق تخلف بودند تا پس از آن بر اساس توافق بتوانند جریمه دریافت کرده و درآمدهایشان را بیشتر کنند. این چرخه خودش را تقویت می کرد یعنی منطقه ای که تخلف بیشتری داشت گرفتار مشکلات بیشتری می شد و طبعا نیاز به پول بیشتری داشت به همین دلیل نیاز به دریافت جریمه بیشتری هم پیدا می کرد و نیاز به تخلفات بیشتری داشت تا جریمه بیشتری بگیرد و ...
بسیاری از مشکلات امروز تهران نتیجه همین سیاست وحشتناک است. مثلا ترافیک سنگین در معابر فرعی، کمبود شدید پارکینگ در تهران که خودش باعث تشدید ترافیک شده، آلودگیهای صوتی، مشکل فاضلاب و جمع آوری زباله، از بین رفتن هویت محله محور تهران و تبعات آن، مخدوش شدن پهنه بندیهای تهران، بی توجهی به حفظ محیط زیست، بی توجهی به گسلهای زلزله و مدیریت بحران و ... همه از جمله تبعات سیاست غلط شهرسازی کرباسچی است. البته کرباسچی هم می دانست که این کار چه خیانتی به شهر است اما نداشتن منابع مالی پایدار و همزمان نیاز به بودجه سنگین برای عمران و توسعه تهران او را وادار به فروش آینده شهر برای تامین نیاز امروز کرد. می دانم که این روزها کرباسچی از نگاه دیروز خود فاصله گرفته و بخشی از انتقادات را پذیرفته اما این باید به مردم هم منتقل شود و اصلاح طلبان روشن کنند که اگر نخواهند چوب حراج به شهر بزنند منابع درآمدی اقتصاد شهر را از کجا تامین خواهند کرد؟ البته حضور افرادی نظیر دکتر پیروز حناچی، دکتر ابتکار و مهندس میرزا ابوطالبی (که نگاه توسعه یافته ای به شهرسازی دارند) و دکتر نجفی و دکتر تاجگردون (که سابقه برنامه ریزی و سیاست گذاری اقتصادی نسبتا خوبی دارند) در فهرست اصلاح طلبان امیدوار کننده است.