دو مورد مخالفت جدی که اگر نگویم در گلویم می ماند:
۱- وزیر کشور گفته است که در مجموع جرايم طي پنج ماهه گذشته نسبت به مدت مشابه سال گذشته، شش درصد كاهش يافته و اين در حاليست كه در همين مدت 9 تا 10 درصد جرايم به عنف و مهمه نيز نسبت به مدت مشابه سال قبل، كاهش داشت. تصور می کنم این آمار قابل اتکا نباشد چون معلوم نیست بر اساس کدام شاخص یا مدل محاسبه شده است. تا جائی که من می دانم تنها شاخص در دسترس در زمینه جرایم شکایتها به کلانتریها و تماسهای ۱۱۰ است. اگر اطلاعات وزیر هم براساس همین شاخص باشد می تواند گمراه کننده باشد به عنوان مثال باید سنجید روند اطمینان به کلانتریها برای طرح شکایت و یا امید به پیگیری از سوی ۱۱۰ تغییری کرده یا نه آن وقت شاید بتوان قضاوتی کلی انجام داد.
۲- آقائی گفته اند: فنآوري اطلاعات با توجه به علل پيدايش معضلات اجتماعي نظير فقر و بيكاري، با افزايش علم و اطلاعات و تاثير مستقيمي كه بر فرهنگ و اقتصاد بر جا ميگذارد، در بلند مدت ميتواند باعث ريشه كن شدن اين معضلات باشد. من البته چون گوینده را می شناسم از شنیدن این حرف تعجب نکردم اما دوستان ایسنا که این خبر را نشر می دهند با خودشان فکر نمی کنند که اگر داستان این گونه است چرا تمام دنیا سیاستهای مختلف رشد اقتصادی و تخصیص یارانه و برنامه های توسعه انسانی را رها نمی کنند و بچسبند به سرمایه گذاری بر روی فناوري اطلاعات! من كه چند سالي هست در زمينه فناوري اطلاعات كار مي كنم تا كنون حتي به يك مقاله برنخورده ام كه فناوري اطلاعات را باعث رفع فقر و ... دانسته باشد. اين گونه كلي گوئيها هنر نيست.