تبليغاتX
ساز مخالف - و حتی یک کلمه هم نگفت

تا چند روز پیش تنها کتابی که از هاینریش بل خوانده بودم « عقاید یک دلقک » بود که هنوز طعم شیرین تلخی گزنده داستانش یادم هست. مدتها پیش در یکی از این حراجیها، کتاب کوچکی از هاینریش بل دیدم که آن خاطره قدیمی و قیمت ارزانش وسوسه ام کرد آن را بخرم و خریدم. کتاب کوچک « و حتی یک کلمه هم نگفت » را با لذت خواندم. توصیفی موشکافانه از تاثیر فقر و جنگ در خصوصی ترین و درونی ترین روابط انسانها که گاه آدم را از شدت تلخی از خواندن کتاب بیزار می کند ولی پس از چند لحظه دوباره کتاب را دست می گیری و خودآزارانه به تماشای از هم پاشیدن یک رابطه عمیق عاطفی میان زوجی فقیر می نشینی. کتاب روایت زندگی زن وشوهر فقیری است که شوهر، خانواده را ترک کرده و تنها گاهی زنش را برای یک شب هم آغوشی به گوشه پارک یا اتاق مسافرخانه ای دعوت می کند و در این داستان ما ناظر یکی از همین هم آغوشیها هستیم. راوی داستان اول شخص است که فصل به فصل بین زن و مرد دست به دست می شود. کتاب را حسین افشار ترجمه کرده و نشر دیگر هم آن را منتشر کرده و من چاپ دوم آن را که در ۱۳۸۲بوده خواندم.

+ نوشته شده در سه شنبه 1385/09/28ساعت 23:0 توسط نیما نامداري |