تبليغاتX
ساز مخالف - اقتصاد سلامت و توزیع ناعادلانه یارانه ها

مارتین فلدشتاین می گوید:

بهداشت و درمان باید انعکاسی از تفاوت در ترجیحات افراد باشد. در آن مقاله من تاکید کردم که افراد در برخورد با مسئله سلامتی و بهداشت با ترجیحات متفاوتی مواجه هستند. البته همگان می خواهند که سلامت باشند. همه می دانیم که سیگار کشیدن برای سلامتی مضر است. افزایش وزن برای سلامتی زیان آور است و تمرین های ورزشی به سلامت افراد منجر می شود. اما بسیاری از مردم از کشیدن سیگار لذت می برند و یا ورزش نمی کنند. البته آنها از نتیجه چنین رفتاری آگاهند. بنابراین اینجا با یک مبادله در ترجیحات مواجه هستیم. زمانی که به دکتر مراجعه می کنیم باید پاسخ ما به این سوال که چه میزان می خواهیم هزینه کنیم؟ با پاسخ دیگران متفاوت باشد. نه به خاطر اینکه درآمد بالاتری داریم بلکه به خاطر اینکه ترجیحات متفاوتی داریم. ترجیحاتی که یکی را از کشیدن سیگار خشنود می کند و دیگری را از ورزش کردن. این دو نتایج، هزینه ای متفاوتی به بار می آورد. بنابراین نظام بهداشت و درمان باید این ترجیحات را انعکاس دهد. سیستمی که با همه به یک روش برخورد کند و همگان را به یک چشم ببیند کارساز نخواهد بود و اشتباه است (کسی که ترجیحات هزینه بر دارد باید بیشتر بپردازد)

خلاصه حرف فلدشتاین این است که کسی که با علم و آگاهی و از سر بی مبالاتی سلامت خود را مواظبت نمی کند دلیلی ندارد که از یارانه های دولت در بخش بهداشت و درمان بهره مند شود و بیمه های درمانی هم باید چنین فردی را با درجه ریسک بالاتر و طبعا حق بیمه سنگین تر تحت پوشش قرار دهند. این منطق به لحاظ فلسفی هم عادلانه تر به نظر می رسد. فردی که بی پروا مواد مخدر مصرف می کند اگر سکته کرد نباید به همان اندازه از بیمه و خدمات درمانی دولتی استفاده کند که یک کارگر ساده که از فشار کار به بیمارستان منتقل می شود. اگر منابع دولت نامحدود بود این کار اشکالی نداشت اما چون منابع محدود است استفاده بیشتر یکی به معنای استفاده کمتر دیگری است. بهره مندی مساوی همه از یارانه ها به لحاظ تئوریک به معنای تشویق بی مبالاتی بیشتر است چون هر چه فرد کمتر به سلامتی خود توجه کند سهم بیشتری از یارانه ها رابه خود اختصاص داده است. تصور می کنم تنها راه برای اصلاح نظام اقتصاد سلامت کشور توسعه بخش خصوصی در صنایع بیمه و خدمات درمانی است که البته این دومی نسبتا خوب رشد کرده است. بیمه خصوصی بهتر از بیمه دولتی تحلیل ریسک می کند چون اگر این کار را نکند ورشکست می شود از نمونه های خوبی که خصوصی سازی می تواند به توسعه عدالت کمک کند همین مورد است.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/09/30ساعت 16:12 توسط نیما نامداري |