تبليغاتX
ساز مخالف - پراکنده از سر اضطراب

در فضای وبلاگستان احساس غریبه گی می کنم. هیچ بازتاب یا سخن قابل توجهی در مورد مسائلی که نگرانم می کنند در وبلاگها نمی بینم. نمی دانم به خاطر غلبه وبلاگهای شعر و فانتزی است یا وبلاگ نویسان فرنگ نشین اکثریت دارند.

حدود ده سال پیش آمریکا به صورت ناگهانی و بدون هماهنگی با سازمان ملل یا شورای امنیت یک کارخانه داروسازی در سودان را بمباران کرد و مدعی شد که در این کارخانه سلاحهای میکروبی تولید می شده تا آنجا که در خاطر دارم آن اتفاق با هیچ مخالفت مهمی در مجامع یا نهادهای بین المللی روبرو نشد.نمی دانم چرا این روزها شدیدا احساس نگرانی می کنم که اتفاق مشابهی برای سایتهای نظامی و هسته ای ایران رخ دهد.

یک کیلو گوجه ناقابل هم قیمت کباب سلطانی شده. گوجه کیلوئی 3500 تومان می دانید یعنی چه؟ حیران مانده ام که خیلی از مردم با ماهی صد هزار تومان و این حدود درآمد چطور روزگار می گذرانند. قیمت آپارتمان در تهران از ابتدای سال تا آخر آذر تقریبا دو برابر شده. آن بابا که راه حمام را بلد نیست سه ماه یک بار به ونزوئلا می رود. تقریبا هیچ بانک و بیمه مهم بین المللی با ایرانیها کار نمی کند. حتی یک پروژه با همکاری خارجیها (غیر از چین) سراغ ندارم که متوقف نشده باشد و باز هم حتی یک سازمان و نهاد دولتی نمی شناسم که وقتی در ساختمانش قدم می زنی احساس کنی در آنجا عده ای کار می کنند.

پی نوشت: کامنتهای سایه و لوا هوشیارم کرد که اشاره ام دقیق نبوده. ببخشید! اصلا منظورم این نبود که دوستان ساکن خارج از کشور نسبت به اوضاع مملکت بی توجه اند. کما اینکه همین چند مطلب نوشته شده در وبلاگها در مورد خطر جنگ و آشفتگیهای مملکت را بیشتر فرنگ نشینها نوشته اند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1385/10/28ساعت 23:56 توسط نیما نامداري |