در نوشته های قبلی من از آنچه نگرانم می کند و می ترساندم چیزی نگفته بودم. اما برخی دوستان تصور کرده اند منظور من از نگرانی، حمله نظامی گسترده به ایران است. اما به نظرم سناریوهای متفاوتی برای برخورد با ایران وجود دارد که هر کدام هزینه ها و خطرات فراوانی به کشور تحمیل می کنند. مثلا:
1- تداوم شرایط فعلی: شرایط فعلی به خودی خود آنقدر هزینه برای کشور داشته که هم اکنون احساس شکست به ما دست بدهد. انزوای اقتصادی اگر مدتی دیگر تداوم یابد مطمئن باشید شرایط اقتصادی کشور روز به روز بدتری از این که هست خواهد شد. شرایط نامناسب فعلی هم اکنون طبقات پائین درامدی و تولید کنندگان بخش خصوصی را به اندازه کافی متضرر کرده ولی هنوز روند کاهش در قدرت خرید طبقه متوسط تاثیر جدی بر مبادلات روزمره آنها نداشته اتفاقی که می تواند به زودی رخ دهد.
2- گسترش دامنه تحریم: به قول سعید لیلاز دولتی که مهمترین دغدغه وزارت بازرگانی اش کنترل قیمت پرتقال تامسون و سیب لبنانی است بهتر است مردم خود را گرفتار تحریم نکند. چنانچه دامنه تحریمها از سطح محدود فعلی گسترش یافته و به اقلام مصرفی نظیر مواد غذائی و لوازم خانگی و ... گسترش یابد به راحتی می توان حدس زد چه بلائی بر سر مملکت خواهد آمد. چرا راه دور می روم فرض کنید بنزین به ایران فروخته نشود!
3- حمله موشکی محدود: برای آمریکائیها ساده ترین کار این است که چند نقطه کلیدی ایران نظیر تاسیسات هسته ای را موشک باران کنند. در این صورت مساله تا حدی پاک می شود. من تهدیدهائی نظیر بستن تنگه هر مز را جدی نمی گیرم. فرض کنید ایران تنگه هرمز را بست چه اتفاقی می افتد اولا کشورهای حاشیه خلیج فارس از طریق خطوط لوله عربستان تا دریای احمر و مدیترانه امکان انتقال نفت را دارند و در عین حال ترکیه و عراق هم می تواند آنها را به دریای مدیترانه متصل کند. ضمن انکه میزان تولید فعلی تولید کننده های نفت به مراتب کمتر از ظرفیت آنها است و قطعا سهم ایران در بازار نفت به سرعت جایگزین خواهد شد. واضح است که قیمت نفت به شدت بالا خواهد رفت اما این افزایش آن گونه که دولت ایران وانمود می کند اقتصاد جهانی رادچار بحران جدی و پایدار نمی کند. اما دلیل اصلی آنکه این بلوف ایران خیلی در آمریکائیها موثر نیفتاده این است که فرض کنیم ایران تنگه هرمز را بست و نفتی از خلیج فارس صادر نشد اولین کشوری که به خاک سیاه خواهد نشست خود ایران است که قریب به 80 درصد درآمدش را به یک باره از دست خواهد داد. ایرانیها اگر نفت نفروشند چگونه می خواهند کشورشان را بگردانند؟ ما آمریکا را تهدید می کنیم که اگر اذیتمان کنی خودمان را خواهیم کشت، واقعا انتظار داریم کسی این حرف را جدی بگیرد؟
4- حمله موشکی و هوائی به نقاط کلیدی کشور: این کار اگر چه هزینه های سیاسی و تبلیغاتی زیادی برای آمریکا دارد اما قطعا برای ایران بسیار خطرناکتر است. فکر کنید در یک شب نیروگاههای تولید برق، چند فرودگاه و سایت هسته ای و نظامی مهم و برخی صنایع زیرساختی کشور منهدم شوند. این کار نظام اقتصادی ناکارآمد ایران را اساسا تعطیل خواهد داد. ضمن اینکه باز هم معتقد نیستم که در آن صورت ایرانیها واکنش جدی ای نشان خواهند داد. مثلا فرض کنید به اسرائیل چند موشک بپرانند اسرائیل هم قانونا فرصت دفاع از خود را یافته و مقابله به مثل خواهد کرد و عملا به اقدام نظامی علیه ایران مشروعیت خواهد داد. تنها ابزار قابل توجه ایران در آن صورت حمایت از گروههائی نظیر حزب الله و القاعده است تا بتواند به آمریکا ضربه بزند.
5- حمله گسترده زمینی و هوائی به ایران: تبعات این سناریو واضح است اما چون احتمالش را نزدیک به صفر می دانم در موردش بیشتر توضیح نمی دهم.
من هر چهار سناریو اول را محتمل می دانم اما آمریکا تلاش خواهد کرد با ایجاد ائتلاف علیه ایران به صورت گام به گام از سناریو اول به سناریو چهارم برسد. ایران در هر مرحله ای که کوتاه بیاید طبعا این فرایند متوقف خواهد شد.