خواندن این نوشته هنوز بهانه طرح سوالی شد. اما قبل از گفتن سوالم توصیه می کنم برای آنکه در ادامه بحث هم فضا باشیم مفهوم و تفکر عاشورا را از آئین عزادری آن جدا کنید. یعنی چند دقیقه ای فرض کنید این شیوه متداول هیات و دسته راه انداختن، لباسی است که می تواند از قامت عاشورا به درآید بی آنکه بر قامت او - در نظر معتقدانش - نقصی وارد شود.
آیا سبک عزادری عاشورا با روحیه تساهل و اندیشه فردباورانه سازگار است؟ بگذارید مثالهائی بزنم:
1- اقلیتهای دینی و مذهبی تا چه حد می توانند حوزه خصوصی خود را از تبعات این آئین محافظت کنند؟ مثلا اگر بخواهند راحت بخوابند یا حتی علاقه ای به شنیدن روضه و نوحه نداشته باشند چه باید بکنند؟
2- همان اقلیتها و حتی هر کسی که به هر دلیل به این سنت معتقد نیست مثلا اگر نخواهد در ترافیک دسته ها بماند چه چاره ای دارد؟
3- همه مردمی که مالیات می دهند و بر روی قبض برقشان عوارض صدا و سیما می پردازند آیا موافق تغییر در برنامه های صدا و سیما هستند؟
4- آیا اگر کسی به هر دلیل نخواهد کودکش صحنه های قربانی کردن حیوانات و رفتار نا متعارف زنجیر زنان را نبیند باید از حق خروج از خانه محروم شود؟
5- اصولا چرا در فضاهای عمومی که قاعدتا همه حق برابر در استفاده از آنها دارند، در این ایام اولویت با عزاداران است؟
6- مرز آزادی عزاداران در انجام آئینشان تا کجاست؟
7- آیا عزاداری عاشورا نباید به فضاهای اختصاصی محدود شود؟
8- ...
توجه داشته باشید بحث من به این داستان افراط یا سبکهای جدید عزاداری برنمی گردد. کمی بنیادی تر منظورم است. احساس می کنم آئین عزاداری عاشورا به هر حال ناقض حقوق بخشی از افراد جامعه است. مهم نیست که این بخش اقلیت باشد یا اکثریت، اگرچه به نظر من پایبندان این آئین اکثریت هم ندارند. در محله ما که دست کم هزار نفر زندگی می کنند دسته ای که راه می افتد صرفا چهل تا پنجاه نفر است تازه ما در شرق تهران هستیم که مذهبیها بیشترند. واضح است همه آنهائی که نمی آیند الزاما بی اعتقاد و غیر مذهبی نیستند اما به این شیوه عزاداری هم معتقد نیستند. در شهر ده میلیونی تهران اگر یک میلیون نفر به خیابانها بیایند شهر قرق می شود اما باز هم اینها ده درصد شهروندان هستند.
همچنین نقد من اصلا به رفتار دولت بر نمی گردد. از دولت ایدئولوژیک اصلا این انتظارها معنائی ندارد. سوال من بیشتر از دوستان روشنفکری است که در سبک زندگی و تمایلات سیاسی در فضای لیبرالی تنفس می کنند اما چنین با حرارت از این شیوه عزاداری دفاع می کنند. باز هم تکرار می کنم من اصلا در مورد فلسفه عاشورا و واقعه کربلا سخن نمی گویم صرفا منظورم شکل عزاداری متداول در کشور است.