تقریبا مطمئن شده ام که در کنکور فوق قبول نمی شوم. کار اصلا فرصت و حوصله درس خواندن برایم باقی نمی گذارد. اما دلم هم نمی آید که اساسا بی خیال فوق شوم. از دو روز پیش تصمیم گرفته ام هدفم را تغییر بدهم یعنی دیگر کتابها را برای قبولی و تست زدن نمی خوانم بلکه صرفا با هدف افزایش اطلاعات و ارضای علائق شخصی می خوانم. این کار باعث می شود از مطالعه لذت بیشتری ببرم. با همین نگاه، برای من مفیدترین نتیجه مطالعه منظم درسهای رشته اقتصاد، آشتی با ریاضی بوده است.
معمولا مهندسان صنایع چندان نیازی به ریاضی ندارند. بازار کار اغلب از یک مهندس صنایع مهارت در قضاوتهای شهودی، تسلط به برخی تکنیکهای ساده برنامه ریزی و آشنائی با چند نرم افزار کاربردی را انتظار دارد. اگر مهندس صنایعی علاوه بر این مهارتهای اولیه با یک زبان خارجی آشنا باشد و قدرت سخن گفتن خوبی داشته باشد تقریبا برای بسیاری از سازمانها فردی ایده آل تلقی می شود. وضع من از این هم خرابتر است چون در بیشتر تجربه های کاری درگیر تصمیم گیریهای مدیریتی بوده ام که غالبا فاقد صورت بندی کارشناسی بوده اند. دوری از ریاضی، ذهن را تنبل می کند. ذهنی که به فرایندهای پیچیده ریاضی عادت نداشته باشد به سطحی نگری و ساده سازی مسائل عادت می کند. از آن بدتر عادت می کند مدام به قضاوتهای شهودی خود اتکا کرده و قضاوتهائی که معمولا هم بازخوردی از درست یا غلط بودنشان دریافت نمی کند و پس از مدتی گرفتار اعتماد به نفس زیادی می شود. اعتماد به نفسی که ناشی از سواد نیست ناشی از سطحی نگری و ساده سازی مسائل است. کلی گوئی می کنی و قضاوتهایت سفید و سیاه می شود. اما ریاضی ذهنت را خسته و مستاصل می کند و ذهن عادت می کند که برای قضاوت باید بیشتر پردازش کند. برای ما مهندسان صنایع که اعتماد به نفس زیادی داریم ریاضی می تواند منشا فروتنی باشد. پیچیدگیهای ریاضی انسان را وادار به پذیرش ضعفهای خود می کند. این پذیرش ضعف انسان را در قضاوتهای کلی و ارائه نسخه های یکسان برای مسائل متفاوت محتاط می کند. انس دوباره با ریاضی برای من هم مفید است هم لذت بخش.